![]()
1 .مزمور داوید وقتی که از پسر خود ابشالُوم فرار کرد 2 .ای خد.اوند دشمنانم چه بسیار شدهاند، بسیاری به ضد من برمیخیزند 3 .بسیاری برای جان من میگویند، از جانب خد.ا برای او خلاصی نیست سلاه 4 .لیکن تو ای خد.اوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازندة سر من 5 .به آواز خود نزد خد.اوند میخوانم، و من را از کوه مقدس خود اجابت مینماید سلاه 6 .و اما من خسبیده بخواب رفتم و بیدار شدم، زیرا خد.اوند من را تقویت میدهد
7 .از کرورهای مخلوق نخواهم ترسید، که گرداگرد من صف بستهاند 8 .ای خد.اوند برخیز ای خد.ای من مرا برهان، زیرا سیلی بر رخسار همة دشمنانم زدی، دندانهای شریران را شکستی 9 .نجات از آنِ خد.اوند است، و برکت تو برقوم تو میباشد سلاه

مزمور دوم
1 .چرا امتها خروش نمودهاند، و طوائف در باطل تفکر میکنند
2 .پادشاهان زمین برمیخیزند و سروران با هم مشورت نمودهاند، به ضد خد.اوند و به ضد ماشیح او
3 .که بندهای ایشان را بگسلیم، و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم
4 .او که بر آسمانها نشسته است میخندد، خد.اوند بر ایشان استهزاء میکند
5 .آنگاه در خشم خود بدیشان تکلم خواهد کرد، و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت
6 .و من پادشاه خود را نصب کردهام، بر کوه مقدس خود صیون
7 .فرمان را اعلام میکنم خد.اوند به من گفته است، تو فرزند من هستی امروز تو را متولد کردم
8 .از من درخواست کن و امتها را به میراث تو خواهم داد، و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید
9 .ایشان را به عصای آهنین خواهی شکست، مثل کوزة کوزهگر آنها را خُرد خواهی نمود
10 .و اینک ای پادشاهان تعقل نمایید، ای داوران جهان متنبه گردید
11 .خد.اوند را با ترس عبادت کنید، و با لرز شادی نمایید
12 .منزه را ببوسید مبادا (خد.اوند) غضبناک شود، و از طریق خود هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته می شود، خوشا به حال همة آنانی که بر او توکل دارند

مزمور اول
1 .خوشا به حال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاءکنندگان ننشیند
2 .بلکه رغبت او در شریعت خد.اوند است، و روز و شب در شریعت او تفکر میکند
3 .پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوة خود را در موسمش میدهد، و برگش پژمرده نمیگردد،
و هرآنچه میکند نیکانجام خواهد بود
4 .شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده میکند
5 .پس شریران در داوری نخواهند ایستاد، و نه گناهکاران در جماعت عادلان
6 .زیرا خد.اوند طریق عادلان را میداند، ولی طریق گناهکاران فنا خواهد شد
















عیسی مسیح بعد از برخاستن از مردگان چهل روز را با شاگردانش گذراند و بعد به آسمان صعود نمود. (لوقا ۲۴:۵۱ و اعمال رسولان ۱:۹) طبق تقویم مسیحی تاریخ این حادثه مثل روز عید قیام، سال به سال عوض میشود ولی همیشه چهل روز بعد از یکشنبۀ عید قیام است و به روز پنجشنبه میافتد. ده روز بعد از صعود، همانطوری که مسیح وعده داده بود، روز پنطیکاست فرا رسید و روحالقدس نازل شد (اعمال رسولان ۲:۱-۴).
عبارت «تمام شد» در کتاب مکاشفه نیز دو بار آمده است، منتهی با توجه به متن کاملاً پیداست که این تمام شدن مربوط به زمان آینده است
و اما جنبۀ دیگرِ کارِ تمام نشدۀ خدا در کتاب مکاشفه را میتوان در قالب این آیه شاهد بود: «پس از آن نظر کردم و اینک جماعتی عظیم از هر ملت و طایفه و قوم و زبان پیش روی خود دیدم که هیچ کس آنان را نمیتوانست شماره کند...» (۷:۹)
در دوم پطرس فصل ۳ یافت میشود. پطرس مینویسد: «قبل از هر چیز، بدانید که در ایام آخر استهزاکنندگانی ظهور خواهند کرد که پیرو امیال پلید خود خواهند بود و استهزاکنان خواهند گفت "پس چه شد وعده آمدن او؟ از زمانی که پدران ما به خواب رفتند، همه چیز همان گونه است که از بدو آفریش بود!"»
۳- و اما مهمترین پاسخ پطرس به این سؤال که "پس چرا مسیح هنوز نیامده است؟" این است: «برخلاف گمان برخی، خداوند در انجام وعدهاش تأخیر نمیورزد، بلکه با شما بردبار است، چون نمیخواهد کسی هلاک شود بلکه میخواهد همگان به توبه گرایند» (آیه ۹)
خدا فراموشکار نیست، بلکه بهواسطۀ فیض و رحمت خود میخواهد این فرصت را به مردم دنیا بدهد که توبه کنند و به کار نجاتبخش پسر او بر صلیب ایمان آورده، بههنگام بازگشت مسیح رستگار شوند و هلاک نگردند.