-
حسام الدین شفیعیان-متن ادبی
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:29
نگاه میکنی پیله را تا پروانه بشوی.تو زیبا میشوی در گشودن ریختن تمام ناملایمات.از رسیدن به شکوفایی تا در خود پیله های سختی را بگشایی و به رسیدن به پروازی با زیبایی برسی.پیله هایت را باز کن تو زیبایی.
-
حسام الدین شفیعیان-متن ادبی
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:27
به وسعت خیال تو دریا میشوم.و در نگاه تو رودی به سمت مهربانی میشوم. در کلام تو چسمه سار نور میشوم. و با تارپودی از زندگی سوی او میشوم.زندگی فرصت یکباره ی لبخندهاست. من برای تو شکوفه ای از غزل های او میشوم. و در خیال تو آرزوی رسیدن به تمام آرزوهایت میشوم.
-
/جهان در بعد فکر هم بر همدیگر /
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:25
/جهان در بعد فکر هم بر همدیگر / شنشکوفا شکوفا زشنگلشکوفا شنزاریشکوفا شکنشونشیدا شیداشو از شکن از شکوفایی شنزارشکوفایی ذهن خانه ذهن بتکانوتکانی زتکان از شکوفاشدن از شنشکوفایی ذهن خاکدانی بگیرد ز ذهن چون بتکانی قلبی قلب تکانی تکان از قلبتکانی قلبی زبر از زان شوری شورفشانی چراغانی شهر از شکنشور شدن شوریدن از شعر زشعری...
-
/نثر بر پیچک بر مهر ورزیدن/
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:18
/نثر بر پیچک بر مهر ورزیدن/ خان به خانو سطرو سطر برگ صد از برگ دگر دفتر از یک به صد سطر به خوانی چو به سطری چو تفکر بکنی چون تراوش به ذهن از تفکر بکنی خود تراشیو تراوش زافکار زبهتر بنمایی چون نمایی زخود در درون خود نمای برون از درون تراشیدن از مهر ور به سمتی به شمالو جنوبو مغربو مشرقی مشرق از هر طرف چون بنگاری نگاری...
-
شورانگیز-شب شکن-شهر قصه ای دگر...
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:13
مروارید چون به صدفهایی دل بسته در خود بر صدف از این شعر گل بسته میرانی و میخوانی از این بیت غزلها شور انگیز بشو تا بخوانی سرفصلها ==================== میان هفت سپر تا دور گردون بیا تا جمله خوان از شعر بخوانیم غزل را وصف در شعر جمله خوانیم برای یکدگر مرحم شویم ما میان شب شکن خورشید بگردیم ==================== برای شهر...
-
بارش کلمات-میان زندگی-در فصلی نو
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:11
بباران بیت بیت این غزل را بخوانا بیت بیت این غزل را برانا و بدانایی برانی براندن در غزل شعری چکانی چکاندم هم غزل هم شعر دیگر قلم تق تق کنان بود تیر دیگر بتیر از این غزل فکری دگر شو بخوانو جملگی فکری دگر شو =================== میان زندگی فصلی اقاقی اقاقی جملگی فصلی خزانی خزان در بر پائیز تا بهاران به گل خو میکند فصلی...
-
/کوچه دلتنگی زمین/
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:10
/کوچه دلتنگی زمین/ پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
-
/شهری در دل قصه/
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:09
/شهری در دل قصه/ قصه شب غزلی از صبح داشت زان پس صبح طلوعی دگری را میداشت زان زپس روز زنو از روزی روزی از روز دگر از روزی بود شهری در دل قصه دگر قصه های زین پسو غصه دگر ماه در آینه خورشید میشد خورشید فلک را دور گردان میشد زان زروزی زبعد از روزی شبو شبهای دگر آمدو رفت قصه آمدنو رفتن ما اینگونه بر چرخ فلک قصه همی گردش نو...
-
عصر زندگی
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:05
عصر تمام تاریخ بود ظهر شعر انگیز غروب تاریخی میان شب شعر برای شاعری خسته یا میان روز شعری دل خسته کلمات شاعری شدن که میبافت بر دل خود کوک زندگی سرفصل وصله از بهار زندگی متساوی از دو قطب بر زمین و تساوی از نیمکره از شعر بر زمین پر از گشودن شعر تا سطر اول کلمه از بند جمله خطوط منحنی از شعر میشد زندگی یا ریلی از اشعاری...
-
/ابرهای سفیدو سیاه/
سهشنبه 28 بهمن 1399 16:02
زان شکن از قفس خود زبی قفسی زخود برون برون نما از خود ز فکر تو که گیرد جهان برون برون نما شکسته از قفسی که خود کنی زآن برون با خود شکن شکن زخود زخود برون برون نما زلاک خود زحالت به سستی ات زجان خود طلب شکن طلب شکن ز خود شکن طلب بکن زخود که از خودی که میبرد تو را مدارا میکنی با جان خویشتن که او وانگه برد در حال خویشتن...
-
/نقطه ها//منم پاییز تویی رویش فصلی چون بهاران//عشق برای جمله شدن آسان بود//دیوار شهر/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:57
/نقطه ها/ شهر خوابیده من مجنون زده باز بیدارم شب قصه شدو من هنوز بیدارم توی دنیای خودم سخت زخود میگذرد من از این درگذری ها به صبح بیدارم شب قصه ی نامفهومیست که به صبحش زده نامعلومیست شب قصه ی بالو پر غمگین دارد وسط شعر دو نقطه تب سنگین دارد شب قصه ی شوریدگی از باختن صبح تا به دروازه خوشبختی به خوابیدن صبح شب ملولم چو...
-
/سکوت نهنگ ها/پری دریایی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:52
/سکوت نهنگ ها/ قدم هایتان را آهسته بردارید آدمها ساحل سکوتی عمیق دارد کمی برایشان ساز بزنید دیگر نهنگ هابیدار نمیشوند سکوت کنید آدمها نهنگ هاخوابیده اند حسام الدین شفیعیان قطعه ای برای سرودن چند بلوک و چند چهارراه هیاهوی خاموش عکس کودکان در خاک صدای گریه صدای خنده صدای مات زنده ها برای تابوت ها عجیب سکوتی دارند مردگان...
-
/تب قلم ز جمله پیداست//مسیر بارانی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:51
/تب قلم ز جمله پیداست/ چه بی تاب شده ای جمله همی خواب شده ای با فعل بعید ماضی تکرار شده ای شکر شدی غزل شدی جمله ی سربرگ شده ای دفتر صد برگ شده ای از غم من شکر شدی مرحم درد من شدی برون شدی فزون شدی فکر مرا بهم بزن طلوع مختصر بزن در دل من عسل بزن قند دلم بهم بزن بار تبم به خوب بزن خوب زخود برون بزن مثنوی درون بزن ماه...
-
/رود و دریا/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:50
/رود و دریا/ در مسیر رود بود سنگلاخ ها رود زصخره زدو شد سیلاب ها آرزویش به دریا رسیدن میرفت در مسیر دریا چه بود سنگلاخ ها رود گلالود شد از سنگ خاک گرفته مدتی ماندو بو گرفت زسنگلاخ ها سد او شدن تا به دریا نرسد سد او که اندیشه دریا شدن ها خروش او باران میگرفت زسنگ شکستو شد همره دریاها شاعر-حسام الدین شفیعیان
-
/دار قالی چو شعرم ببافان از نو//زندگی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:49
/دار قالی چو شعرم ببافان از نو/ چه خالی گفتی با چه حالی گفتی از چه عالی گفتی یا که فانی گفتی با ستاره گفتی یا که آسمانی گفتی از بر بهر نگفتی چه عالی گفتی گلفشانی گفتی با نشانی گفتی بند بند مرا دار قالی گفتی دار کشیدی شعرم یا که من را زدی نقش چه عالی بافتی از چه رو این شده زندگیم نکند شعر مرا با نخی بر دلت کوک زدی طرح...
-
/پائیزان قلب//قلم/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:47
کاج های زیبا و خشک شده از تندباد زندگی مثال برگ ریزان زندگی جایی در میان مرداب زندگی با آخرین نفس های زندگی قطعه ای برای سرودن ************************* چند بلوک و چند چهارراه هیاهوی خاموش عکس کودکان در خاک صدای گریه صدای خنده صدای مات زنده ها برای تابوت ها عجیب سکوتی دارند مردگان انگار با خود تمام ارزوهایشان را به...
-
رنگین کمان قلم-جنگ و صلح- مدال عشق
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:39
رنگین کمان قلم خط خطیهایم را با چشمانت رنگین کمان کن تو سخت درگیر و دار فراموشی هستی اینجا یکی دو خطی برایم اشک بریز با قلمم بعد از نگاهت رنگین کمان میشوم در باران چشمانت سخت خیسم کمی برگرد اینجا، سخت شکننده شده است هوایش من مردی در آستانهی فصل سردم برگرد... (حسام الدین شفیعیان) جنگ و صلح- مدال عشق جنگ و صلح جایی...
-
گلفشانی-/شهر خیال انگیز من/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:36
با همی شور گلفشانی گفتی چه عالی تو نشانی گفتی غزل سرایی گفتی شکر زدیو قند چکانی گفتی هم شورو نوای دل طوفانی زدی هم اشک پیاله به دل بارانی زدی تار غم بر شعر خود به قالی بافتی طرح زدیو طرح چو گل ها زقالی بافتی خط خط شعرت را موج فشانی گفتی آخر خط نقطه سر خط بعد با نشانی گفتی حسام الدین شفیعیان /شهر خیال انگیز من/ آرزو...
-
ماحصل اندیشه
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:34
خوانی ابیات زپس از پس دگری دگر از پست مدرنو زغزل چون زمثنویو دوبیتی گذری هفت خوانیست زنو زقلم مایسطونی چو رسالت قلمی الفو لامو دو میمو زنونو زقلم بر بینگیز تو شعری زقلم پیکری از نو بتراش تراوش زجوهر زریشه زقلم تا بدهد شکوفه ریزانی دگر بربخوان قصه شبهای دو صد به تشدیدو دوصد قافله از هم به هنر کاش گلبرگ قلم ساقه ی خوش...
-
/خود از خود بشکنو خود شکن از فکر دگری//کنسرتو قطعه ای ده برای زندگی//چند خط ناخوانا مینوشت/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:01
/خود از خود بشکنو خود شکن از فکر دگری/ بنهو بارو ببندو نمنی زمنی از من بی من شو تو مرد دگری خود بتکانو بتکونو تکانی زفکرت بدهو تو شو ای فکر چو مرز بی نشانی از نشانی که رسد بر دل دوست چو تمنا بکنی ز خود زخود زدیگری تو دگر خود زبی خود شده ای چو درخت بی ثمری بالو بالت به پرواز دلت آینه ای از بر عشق چو به بر بندیو بندی...
-
/آدمک ها//فرایند زندگی برای فراموشی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:00
/آدمک ها/ آدمک هایی از جنس گذر از کارناوال زندگی سه اپیزودیه تولد برای زندگی مرگ برای فراموشی فلاش بکی از اشک هایی در آینه ای از تاریخ عکاسی رمان سقوط عشق یا پوپولیست خوانیه باور عشق در جهان در گذر از سیگنال های خط خطی متینگ تن هایی شبیه ماهی های مرده از تکه شدن استفراغ مغز از خیال صلح فلش فیکشن هایی کوتاه شده از رمان...
-
/آدمک ها//فرایند زندگی برای فراموشی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 15:00
/آدمک ها/ آدمک هایی از جنس گذر از کارناوال زندگی سه اپیزودیه تولد برای زندگی مرگ برای فراموشی فلاش بکی از اشک هایی در آینه ای از تاریخ عکاسی رمان سقوط عشق یا پوپولیست خوانیه باور عشق در جهان در گذر از سیگنال های خط خطی متینگ تن هایی شبیه ماهی های مرده از تکه شدن استفراغ مغز از خیال صلح فلش فیکشن هایی کوتاه شده از رمان...
-
/گل//طلوع//قلم بارانی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 14:59
/گل/ عطر گل چون بتراود زگل مست کند آن هوای مطلوب چو به بهرش آدم هر دم چون مطبوع طلب گل زگلستان کنیو طلب جان زبستان بکنی که همی عالم از این عشق ورزی شود از مهربانی چو گلستان زیبا /طلوع/ به تب شعر باران بشو شور بشو مثنویه رود بشو شکر بریز عسل بریز دو بیتی ختم بریز ماه بشو شور دل ما بشو بهار جانان بشو شاه غزل خوان بشو به...
-
/مسیر دوگانه/کلمات یخچالی//چای بریز/
سهشنبه 28 بهمن 1399 14:58
/شعر پست مدرن/ /مسیر دوگانه/ مسیر دوگانه سوز از کارناوال چراغ روشن و خاموش بن بست تاریخی عصر پسامدرن از تکنولوژی های برتر تکامل پازل خوشبختی با سالاد سزار چند اپیزودیه زندگی از تلخو شیرین و ترش در هم پوپولیست خوانی با گوش دادن به قطعه ای از موتسارت سنت مدرنیته از قبال دور انگیز از خوب و بد گیشه خالی حقایق تلخ و گیشه...
-
/قصه شاپری//نقطه های زندگی/
سهشنبه 28 بهمن 1399 14:56
/قصه شاپری//نقطه های زندگی/ شاپری قصه دلش تنگ شده در ورای دل قصه کمی حرف شده راوی از غصه برایش پری از دیو شده آخر قصه دگر شهر آن کاغذ بود زدو سنگ بر کلاغی که دلش تنگ شده شاعر-حسام الدین شفیعیان /نقطه های زندگی/ میگویی زندگی و من برایت خط کاغذی آن را میکشم زبعدو قبل آن زرو قرمزو نارنجیو بنفش را میکشم چه معنای تلخی...
-
اسقف ها-کشیش ها
سهشنبه 28 بهمن 1399 01:52
-
پاپ-اسقف ها-کشیش ها
سهشنبه 28 بهمن 1399 01:40
-
اسقف ها-کشیش ها
سهشنبه 28 بهمن 1399 01:15
-
اسقف ها-کشیش ها
سهشنبه 28 بهمن 1399 00:55
-
اسقف اعظم-مقامهای کلیسایی
سهشنبه 28 بهمن 1399 00:45
اسقف اعظم یا اسقف ارشد (به انگلیسی : Archbishop ) (به فرانسوی : Archevêque ) مقامی است در سلسله مراتب کلیسای کاتولیک . این مقام به اسقفهای ارشد تعلق دارد. مقامهای کلیسایی به ترتیب اولویت قدرت عبارت اند از: پاپ کاردینال اسقف اعظم اسقف کشیش دیکون / شماس