حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان
حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور نود و یکم

قطار شماره123-3 برف زمین را سفید پوش کرده.بچه ها به

مزمور نود و یکم 1 .آن که در پناه (خد.اوند) متعال نشسته است، زیر سایة قادر مطلق ساکن خواهد بود 2 .درباره خد.اوند میگوییم که او ملجا و قلعة من است، خد.ای من که بر او توکل دارم 3 .زیرا که او تو را از دام صیاد خواهد رهانید، و زیر بالهایش پناه خواهی گرفت، راستی او تو را پناه و سپر خواهد بود

4 .از خوفی در شب نخواهی ترسید، و نه از تیری که در روز میپرد 5 .و نه از وبایی که در تاریکی گذر میکند، و نه از طاعونی که وقت ظهر فساد میکند 6 .و نه از وبایی که در تاریکی گذر میکند، و نه از طاعونی که وقت ظهر فساد میکند 7 .هزار نفر به جانب تو خواهند افتاد، و دههزار به دست راست تو، لیکن نزد تو نخواهد رسید 8 .فقط به چشمان خود خواهی نگریست، و مکافات شریران را خواهی دید 9 .زیرا گفتی تو ای خد.اوند ملجای من هستی، و (خد.اوند) متعال را مأوای خویش گردانیدهای 10 .هیچ بدی برتو واقع نخواهد شد، و بلایی نزد خیمة تو نخواهد رسید 11 .زیرا که فرشتگان خود را دربارة تو امر خواهد فرمود، تا در تمامی راههایت تو را حفظ نمایند 12 .تو را بر دستهای خود برخواهند داشت، مبادا پای خود را به سنگ بزنی 13 .بر شیر و افعی پای خواهی نهاد، شیربچه و اژدها را پایمال خواهی کرد 14 .چون که به من توجه دارد او را خواهیم رهانید، و چون که به اسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت 15 .چون من را خواند او را اجابت خواهم کرد، من در تنگی با او خواهم بود، و او را نجات داده عزیز خواهم ساخت 16 .به طول ایام او را سیر میگردانم، و نجات خویش را بدو نشان خواهم داد 

مزمور نودم

مزمور نودم 1 .تفیلای موسی مرد خد.ا، ای خد.اوند پناه ما تو بودهای، و در جمیع نسلها 2 .قبل از آن که کوهها به وجود آید، و زمین و ربع مسکون را بیافرینی، از ازل تا به ابد تو خد.ا هستی 3 .انسان را به خاک برمیگردانی، و میگویی ای بنیآدم بازگردید 4 .زیرا که هزار سال در نظرتو مثل دیروز است که گدشته باشد، و مثل پاسی از شب 5 .مثل سیلاب ایشان را رفتهای و مثل خواب شدهاند، بامدادان مثل گیاهی که میروید 6 .بامدادان شکفته میشود و میروید، شامگاهان بریده و پژمرده میشود 7 .زیرا که در غضب تو کاهیده میشویم، و در خشم تو پریشان میگردیم 8 .چون که گناهان ما را در نظر خود گذاردهای، و پنهان کاریهای ما را در نور روی خویش 9 .زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد، و سالهای خود را مثل خیالی به سر بردهایم 10 .ایام عمر ما هفتاد سال است، و اگر بنیه (قوی باشد) هشتاد سال است، لیکن فخر آنها محنت و بطالت است، زیرا به زودی تمام شده پرواز میکنیم 11 .کیست که شدت خشم تو را میداند، و غضب تو را چنان که از تو میباید ترسید 12 .ما را تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم، تا در دل خردمندی را حاصل نماییم 13 .عنایت کن ای خد.اوند تا به کی، و بر بندگان خود شفقت فرما 14 .صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن، تا تمامی عمر خود ترنم و شادی نماییم 15 .ما را شادمان گردان به عوض ایامی که ما را مبتلا ساختی، (موافق) سالهایی که به بدی را دیدهایم 16 .اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود، و کبریایی تو بر فرزندان ایشان 17 .جمال خد.اوند خد.ای ما بر ما روشن باد، و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز، عمل دستهای ما را استوار گردان

مزمور هشتاد و نهم

عکاس-حسام الدین شفیعیان

مزمور هشتاد و نهم 1 .قصیدة ایتان ازراحی 2 .رحمتهای خد.اوند را تا به ابد خواهم سرایید، امانت تو را به دهان خود نسلاً بعد نسل اعلام خواهم کرد 3 .زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا به ابد، و امانت خویش را در افلاک پایدار خواهی ساخت 4 .با برگزیدة خود عهد بستهام، برای بندة خویش داوید قسم خوردهام 5 .که ذریت تو را پایدار خواهم ساخت تا به ابد، و تخت تو را نسلاً بعد نسل بنا خواهم نمود سلاه 6 .و آسمانها کارهای عجیب تو را ای خد.اوند تمجید خواهند کرد، و امانت تو را در جماعت مقدسان 7 .زیرا کیست در آسمان ها که با خد.اوند برابری تواند کرد، و از فرشتگان کهرا با خد.اوند تشبیه توان نمود 8 .خد.ا بینهایت ارجمند است در جماعت مقدسان، و ترسناک است بر آنانی که گرداگرد او هستند 9 .ای خد.اوند خد.ای لشگرها، کیست ای خد.ای قدیر مانند تو، و امانت تو تو را احاطه میکند 10 .بر طغیان دریا تو مسلط هستی، چون امواجش بلند میشود آنها را ساکن میگردانی 11 .رهب را مثل کُشته شده خورد شکستهای، به بازوی زورآور خویش دشمنانت را پراکنده نمودهای 12 .آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو، ربع مسکون و پری آن را تو بنیاد نهادهای 13 .شمال و جنوب را تو آفریدهای، تا بور و حرمون به نام تو شادی میکنند 14 .بازوی تو با قوت است، دست تو زورآور است و یمین تو متعال 15 .عدالت و انصاف اساس تخت تو است، رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند 16 .خوشا به حال قومی که آواز شادمانی را میدانند، در نور روی تو ای خد.اوند خواهند خرامید 17 .در نام تو شادمان خواهند شد تمامی روز، و در عدالت تو سرافراشته خواهند گردید 18 .زیرا که فخر قوت ایشان تو هستی، و به رضامندی تو شاخ ما مرتفع خواهد شد 19 .زیرا که سپر ما از آن خد.اوند است، و پادشاه ما از آن قدوس (بنی) اسرائیل

0 .آنگاه در عالم رویا به پارسایان خود خطاب کرده گفتی، که نصرت را بر مردی زورآور نهادم، و برگزیدهای از قوم را ممتاز کردم 21 .بندة خود داوید را یافتم، و او را به روغن مقدس خود تقدس نمودم 22 .که دست من با او استوار خواهد شد، بازوی من نیز او را قوی خواهد گردانید 23 .دشمنی بر او ستم نخواهد کرد، و هیچ ظالمی به او اذیت نخواهد رسانید 24 .و خصمان او را پیش روی وی خواهم کوبید، و آنانی را که از او نفرت دارند مبتلا خواهم گردانید 25 .و امانت و رحمت من با وی خواهد بود، و در نام من شاخ او مرتفع خواهد شد 26 .دست او را بردریا مستولی خواهم ساخت، و دست راست او را بر نهرها 27 .او من را خواهد خواند که تو پدر من هستی، خد.ای من و صخرة نجات من 28 .من نیز او را نخستزادة خود خواهم ساخت بلندتر از پادشاهان جهان 29 .رحمت خویش را برای وی نگاه خواهم داشت تا به ابد، و عهد من با او استوار خواهد بود 30 .و ذریت وی را باقی خواهم داشت تا به ابد، و تخت او را مثل روزهای آسمان 31 .اگر فرزندانش شریعت من را ترک کنند، و در احکام من سلوک ننمایند 32 .اگر فرایض من را بشکنند، و اوامر من را نگاه ندارند 33 .آنگاه معصیت ایشان را به عصا تأدیب خواهم نمود، و گناه ایشان را به ضربتها 34 .لیکن رحمت خود را از او برنخواهم داشت، و امانت خویش را باطل نخواهم ساخت 35 .عهد خود را نخواهم شکست، و آنچه را اعلام کردهام تغییر نخواهم داد 36 .یک چیز را به قدوسیت خود قسم خوردم، و به داوید هرگز دروغ نخواهم گفت 37 .که ذریت او باقی خواهد بود تا به ابد، و تخت او به حضور من مثل آفتاب 38 .مثل ماه ثابت خواهد بود تا به ابد، و مثل شاهد امین در آسمان سلاه 39 .لیکن تو ترک کردهای و دور انداختهای، و با ماشیح خود غضبناک شدهای 40 .عهد بندة خود را باطل ساختهای، و تاج او را بر زمین انداخته بیعصمت کردهای 41 .جمیع حصارهایش را شکسته، قلعههای او را خراب نمودهای 42 .همة راهگذران او را تاراج میکنند، و او نزد همسایگان خود ناچیز گردیده است 43 .دست راست خصمان او را برافراشته، و همة دشمنانش را مسرور ساخته 44 .دم شمشیر او نیز برگردانیدهای، و او را در جنگ پایدار نساختهای 45 .جلال او را باطل ساخته، تخت او را به زمین انداختهای 46 .ایام شبابش را کوتاه کرده، او را به خجالت پوشانیدهای سلاه 47 .تا به کی ای خد.اوند خود را تا به ابد پنهان خواهی کرد، و غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد 48 .به یاد آور که ایام حیاتم چه کم است، چرا تمامی بنیآدم را برای بطالت آفریدهای

9 .کدام آدمی زنده است که مرگ را نخواهد دید، و جان خویش را از دست قبر خلاص خواهد ساخت سلاه 50 .ای خد.اوند رحمتهای قدیم تو کجا است، که برای داوید به امانت خود قسم خوردی 51 .ای خد.اوند ملامت بندگان خود را به یاد آور، که آن را قومهای بسیار در سینة خود متحمل میباشم 52 .که دشمنان تو ای خد.اوند ملامت کردهاند، یعنی آثار ماشیح تو را ملامت نمودهاند 53 .خد.اوند متبارک باد تا به ابد، آمین و آمین 

مزمور هشتاد و هشتم

مزمور هشتاد و هشتم 1 .سرود و مزمور بنیقورح برای سالار مغنیان بر محلتلعنُوت، قصیدة هیمان ازراحی 2 .ای خد.اوند خد.ای نجات من، شب و روز نزد تو فریاد کردهام 3 .دعای من به حضور تو برسد، به نالة من گوش خود را فراگیر 4 .زیرا که جان من از بلایا پر شده است، و زندگانیم به قبر نزدیک گردیده 5 .از فرو روندگان به گور شمرده شدهام، و مثل مرد ناتوان گشتهام 6 .در میان مردگان آزاد شده، مثل کشتگان که در قبر خوابیدهاند، که ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد، و از دست تو منقطع شدهاند 7 .من را در گور اسفل گذاشتهای، در ظلمت در ژرفیها 8 .خشم تو بر من سنگین شده است، و به همة امواج خود من را مبتلا ساختهای سلاه 9 .آشنایانم را از من دور کرده، و من را مکروه ایشان گردانیدهای، محبوس شده بیرون نمیتوانم آمد 10 .چشمانم از مذلت کاهیده شد، ای خد.اوند نزد تو فریاد کردهام تمامی روز، دستهای خود را به سوی تو دراز کردهام

1 .آیا برای مردگان کاری عجیب خواهی کرد، مگر مردگان برخاسته تو را حمد خواهند گفت سلاه 12 .آیا رحمت تو در قبر برقرار خواهد شد، و امانت تو در هلاکت 13 .آیا کار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود، و عدالت تو در زمین فراموشی 14 .و اما من نزد تو ای خد.اوند فریاد برآوردهام، و بامدادان دعای من در پیش تو میآید 15 .ای خد.اوند چرا جان من را ترک کرده، و روی خود را از من پنهان نمودهای 16 .من مستمندم و از طفولیت مشرف بر موت شدهام، ترسهای تو را متحمل شده متحیر گردیدهام 17 .حدت خشم تو بر من گذشته است، و خوفهای تو من را هلاک ساخته 18 .مثل آب دور من را گرفته است تمامی روز، و من را از هر سو احاطه نموده 19 .یاران و دوستان را از من دور کردهای، و آشنایانم را (گویی) در تاریکی (نهادهای) 

مزمور هشتاد و هفتم

مزمور هشتاد و هفتم 1 .مزمور و سرود بنیقورح، اساس او در کوههای مقدس است 2 .خد.اوند دروازههای صیون را دوست میدارد، بیشتر از جمیع مسکنهای یعقوب 3 .سخنهای بلند مرتبه دربارة تو گفته میشود، ای شهر خد.ا سلاه 4) .موحدین) رهب و بابل را به شناسندگان خود ذکر میکنم، اینک این (خد.اپرستان) پلشت و صور و حبش (نیز گویی)، در آنجا متولد شدهاند 5 .و دربارة صیون گفته شد، که این و آن در آن متولد شدهاند، و خود (خد.اوند) متعال آن را استوار خواهد نمود 6 .خد.اوند چون امتها را مینویسد ثبت خواهد کرد، که این (موحد) در آنجا متولد شده است سلاه 7 .مغنیان و رقصکنندگان نیز(میگویند)، جمیع چشمههای (حیات) من در تو است