

اناجیل همنوا بر ابعاد مختلف شخصیت عیسی پرداختهاند. در مرقس، عیسی پسر خداست که معجزاتش حضور ملکوت الهی را نشان میدهند.[۶۲] او، به عنوان خادم خدا و انسانها، یک معجزهگر خستگیناپذیر است.[۸۷] این انجیل کوتاه مشتمل بر تعداد کمی از سخنان و تعالیم عیسی است.[۶۲] انجیل متی تأکید میکند که عیسی به اراده خدا در عهد عتیق جامه عمل پوشانده و خداوندگار کلیساست.
انجیل یوحنا عیسی را تجسم کلمه خدا توصیف میکند.[۹۲] به عنوان کلمه خدا، عیسی به صورت ابدی به همراه او حی و حاضر است و چون منبعی است برای ذات اخلاقی و روحی بشریت.[۹۲] او نه تنها بزرگتر از همه پیامبران گذشته، که بزرگتر از همه پیامبران آینده نیز هست. او کلمه خدا را بر زبان جاری نمیکند، بلکه خود کلمه خداست.[۹۳] در انجیل یوحنا عیسی نقش الهی خود را با عبارتی چون «نان زندگی»، «نور جهان» و «تاک حقیقی» به صورت علنی بازگو میکند
زمانی که عیسی یک خردسال — و نه یک نوزاد — است، خانه او در بیتلحم را پیدا میکنند. در همان انجیل، هیرود از خبر تولد عیسی مطلع میشود و قصد قتل او میکند؛ نتیجتاً دستور میدهد همه کودکان مذکر زیر دو سال در بیتلحم را بکشند. اما در رؤیای دوم یوسف، فرشتهای به او اخطار میدهد و او به همراه خانوادهاش به مصر متواری میشود — بعدها بازمیگردند و در ناصره ساکن میشوند.
بنا به انجیل مرقس، عیسی با همسایگان و خانوادهاش به مشکل خورد.[۱۱۶] زمانی که مردم شروع به دیوانه خطاب کردن عیسی کردند، مادر و برادرانش از خانه بیرون رفتند و تلاش کردند مانع او شوند. عیسی پاسخ داد که پیروانش هستند که خانواده اویند. در یوحنا، مریم عیسی را در تا پای صلیب همراهی میکند که باعث نگرانی عیسی برای سلامت مادر خود میشود.
در مرقس ۶:۳، از عیسی با عنوان τέκτων (تکتون) یاد شدهاست که ترجمه معمولش «نجار» است اما میتواند معانی گستردهای چون معمار هم داشته باشد.[۱۱۷][۱۱۸] اناجیل متذکر شدهاند که عیسی توانایی خواندن، تفسیر و بحث دربارهٔ متون مقدس مذهبی را داشتهاست، اما این لزوماً به معنای طی کردن آموزش رایجی که کاتبان در آن عصر پشت سر میگذاشتند، توسط عیسی نیست.[۱۱۹]
پس از تقدیم عیسی، مطابق قوانین یهودی، در معبد، مردی به نام شمعون مریم را خطاب قرار میدهد و میگوید که عیسی «نشانهای است که در رد کردن او افکار پنهانی عدهٔ کثیری نمایان خواهد شد و در دل تو نیز خنجری فرو خواهد رفت.» سالها بعد، زمانی که عیسی در سفر به اورشلیم برای عید پسح گم میشود، والدینش او را در حالی در یک معبد پیدا میکنند که در میان معلمان نشسته بود، به آنان گوش میداد و از آنها سؤال میکرد. کسانی که آنجا بودند، از «هوش او و از پاسخهایی که میداد» حیرتزده شده بودند. مریم از عیسی میپرسد «پسرم، چرا با ما چنین کردی؟ من و پدرت با اضطراب زیاد در پی تو بودیم» و عیسی پاسخ میدهد «چرا چنین کردید؟ مگر خبر نداشتید من باید در منزل پدرم باشم» اما آنها متوجه نشدند منظورش چیست.
مطابق اناجیل همنوا تبلیغ عمومی عیسی در دو منطقه متفاوت اتفاق میافتد. او ابتدا در جلیل به تبلیغ میپردازد و به نتیجه میرسد. سپس به اورشلیم سفر میکند و پس از تبلیغ در آنجا، او را رد میکنند و سپس میکشند.[۱۲۹] عیسی پیام و آموزههای خود را به صورت کلامی ابلاغ میکند[۱۳۰] و معمولاً «ربی» خطاب میشود.[۱۲۹] او کسانی که متوجه مسیح بودنش میشوند را از صحبت دربارهٔ این موضوع منع میکند.[۱۳۱] در یوحنا، بیشتر تبلیغ در داخل و اطراف اورشلیم اتفاق میافتد. هویت الهی او به صورت عمومی اعلام و به سرعت شناخته میشود.


محققان تبلیغ عیسی را به چند مرحله تقسیم میکنند. تبلیغ در جلیل زمانی آغاز میشود که او از پس از وسوسه شدن توسط شیطان از بیابان یهودیه بازمیگردد. او در اطراف جلیل شروع به ابلاغ پیام خود میکند و مطابق متی، نخستین شاگردانش که بعداً هسته اصلی کلیسای اولیه را تشکیل میدهند، با او آشنا شده و همراهش سفر میکنند.[۱۳۲][۱۳۳] این دوره شامل موعظه سر کوه،[۱۳۴][۱۳۵] رام کردن طوفان، تغذیه انبوه خلق، راه رفتن بر روی آب و چند معجزه و مثل دیگر میشود.[۱۳۶] تبلیغ در جلیل با اعترافات پطرس و تجلی عیسی پایان مییابد.[۱۳۷][۱۳۸]
با سفر عیسی به سمت اورشلیم در جریان تبلیغ پیریهای، او به منطقهای بازمیگردد که در آن تعمید داده شدهاست.[۱۳۹][۱۴۰] تبلیغ آخر هم که در اورشلیم اتفاق میافتد، با ورود پیروزمندانه او به شهر در یکشنبه نخل شروع میشود.[۱۴۱] در اناجیل همنوا، در آن هفته عیسی صرافان را از معبد دوم اورشلیم بیرون میراند و یهودا معاملهای خیانتآمیز علیه عیسی انجام میدهد. این بخش با شام آخر و سخنرانی وداع به اوج میرسد.
در آغاز تبلیغ خود، عیسی دوازده حواری خود را انتخاب میکند. در متی و مرقس، عیسی به صورت مختصری از آنها تقاضا میکند که به او بپیوندند. چهار حواری اول او، که ماهیگیر بودند، بدون لحظهای درنگ تور و قایقهای خود را رها میکنند تا درخواست او را بپذیرند. در یوحنا، دو حواری اول عیسی از شاگردان یحیی بودند. یحیی عیسی را میبیند و او را بره خدا خطاب میکند. آن دو این را میشنوند و نتیجتاً به عیسی میپیوندند.[۱۴۴][۱۴۵] علاوه بر ۱۲ حواری، سطر نخستین موعظه در دشت نشان از آن دارد که عیسی مریدان بسیار بیشتری داشتهاست. همچنین در باب ۱۰ از لوقا، عیسی هفتاد یا هفتاد و دو تن از پیروانش را در گروههای دو تایی به شهرها میفرستد تا آنها را برای بازدید در آینده آماده کند. آنها وظیفه داشتند اگر جایی از آنها به گرمی پذیرایی شد، آن مهماننوازی را رد نکنند، بیماران را شفا دهند و به آنها خبر دهند که «ملکوت الهی نزدیک است.
در روایات اناجیل، عیسی بخش بزرگی از تبلیغ خود را صرف انجام معجزات، به خصوص شفا دادن، میکند.[۱۵۷] آن معجزات در دو دسته اصلی قرار میگیرند: معجزات درمانی و معجزات طبیعت.[۱۵۸] معجزات درمانی شامل درمان مشکلات جسمانی، جنگیری[۱۹][۱۵۹] و زندهکردن مردگان میشود.[۱۶۰] از جمله معجزات طبیعت تبدیل آب به شراب، راه رفتن روی آب و آرام کردن طوفان هستند که کنترل عیسی بر طبیعت را نشان میدهند. عیسی ذکر میکند که معجزاتش دارای منشأ الهی هستند. مخالفان عیسی او را متهم کردند با کمک بعلالذباب، از امیران شیاطین، جنگیری میکند اما عیسی جواب داد که با روح خدا یا انگشت خدا چنان میکند. او استدلال کرد شیطان به شیاطین خود اجازه نخواهد داد به فرزندان خدا یاری برسانند زیرا باعث میشود در خاندانش جدایی افتد و ملکوتش به نابودی کشیده شود
عیسی با بزرگان یهود به مشکل برمیخورد؛ در زمانهایی چون وقتی که آنها صداقت مأموریت او را زیر سؤال میبرند یا عیسی آنها را ریاکار خطاب میکند.[۱۸۰][۱۸۲] یهودا اسخریوطی، یکی از حواریون عیسی، به صورت مخفیانه با بزرگان یهودی توافق میکند که در ازای سی سکه نقره به عیسی خیانت و او را تسلیم کند.[۱۸۳][۱۸۴]
انجیل یوحنا از دو اتفاق دیگر قبل از هفته مقدس خبر میدهد.[۱۱۶] در العیزریه عیسی لازاروس را از مرگ برمیخیزاند. این آیت محکم[۹۳] باعث تنش با مقامات محلی میشود[۱۴۱] و آنان برای قتل عیسی توطئهچینی میکنند.[۱۱۶] بعد در موقع شام، شش روز پس از عید پسخ، مریم بیتعنیایی پاهای عیسی را «عطری گرانبها از سنبل خالص» عطرآگین کرده و با موهای خود خشک کرد.[۱۸۵] پس از این اتفاقات است که عیسی وارد اورشلیم میشود.[۱۱۶] در زمان ورود او، مردم به استقبالش آمده و تشویقش میکنند که باعث دشمنی بیشتر بزرگان شهر با عیسی میگردد.[۱۴۱] انجیل یوحنا سپس شام آخر را روایت میکند.
تجلی عیسی (یا دگرگونی سیمای مسیح) رویدادی گزارش شده در عهد جدید است که در آن چهره عیسی مسیح بر قله کوه تجلی تابشی شکوهمند مییابد.[۱][۲] انجیلهای همنوا (متی، مرقس و لوقا) این داستان را روایت کردهاند و رساله دوم پطرس نیز به آن اشاره کرده است.[۱] همچنین این گمان وجود دارد که انجیل یوحنا در یوحنا ۱:۱۴ به آن اشاره میکند.[۱] پطرس، یعقوب پسر زبدی، یوحنا، عیسی، موسی و الیاس در کوه تجلی حضور داشتهاند.
در این روایت، عیسی و سه حواریش پطرس، یعقوب پسر حلفا و یوحنا به کوهی(کوه تجلی) میروند تا نیایش کنند. در کوه، چهره عیسی را درخشش پرتوهای نور فرا میگیرد. سپس، موسی و الیاس در کنار او ظاهر میشوند و با او گفتگو میکنند. آنگاه شبیه داستان تعمید عیسی، ندایی از آسمان عیسی را «پسرم» میخواند
![]()
![]()
دو نوع اصلی از معجزات عیسی در کتاب مقدس وجود دارد. آنهایی که به مردم مربوط هستند و آنهایی که مربوط به طبیعت میباشند. سه نوع شفا از طرف عیسی در کتاب مقدس اتفاق میافتد، وقتی یک فرد بیمار سلامت خود را باز میابد، وقتی شیاطین از بدن یک فرد خارج میشوند و وقتی یک فرد مرده دوباره زنده میشود.
در اناجیل چهارگانه چهار مرتبه کوران به دست عیسی بینا میشوند. هر چهار انجیل در مورد بینا کردن نابینا در نزدیکی اریحه کمی قبل از مصائب مسیح سخن میگویند. در انجیل متی از بینا شدن دو نابینا در گالیله سخن گفته میشود. نابینایان به عیسی «پسر داوود» میگویند و او به چشمان آنان دست زده و آنها بینا میشوند. بینا شدن نابینای ارثی در انجیل یوحنا گفته میشود و در زمان عید سوکوت اتفاق میافتد. عیسی مقداری گل بر روی چشم مرد قرار میدهد و به او میگوید که چشمانش را بشورد. بعد از شستشو آن مرد بینا میشود.
در همه انجیلها به غیر از انجیل یوحنا داستان شفا یافتن مرد جذامی گفته میشود. عیسی به مرد سفارش میکند که در مورد شفا یافتنش چیزی به کسی نگوید ولیکن مرد به دستور عیسی گوش نداده و به تمامی مردم در مورد شفایافتنش به دست عیسی خبر میدهد. عیسی ناراحت شده و از مردم دوری میگزیند. در انجیل لوقا عیسی ده جزامی را به سمت معبد اورشلیم میفرستد و همه در راه شفا میابند؛ ولیکن از این ده نفر تنها مرد سامری برای تشکر بازمیگردد.
در همه انجیلها به غیر از انجیل یوحنا در مورد شفا یافتن معلول در کاپرنوم صحبت میشود. بر اساس داستان انجیل یک معلول بر روی یک فرش به پیش عیسی آورده شد. عیسی به او میگوید که بلند شده و راه رود و او نیز بلند میشود و شفا میابد. عیسی به او میگوید که گناهانش بخشیده شدند که باعث خشم فریسیان میگردد. انجیل یوحنا داستان مشابهی در مورد شفا یافتن یک معلول در بتسدا بیان میکند.
بیشتر معجزات عیسی در قرآن نیز مجدداً تکرار شدهاند. علیالخصوص معجزات شفا دادن بیماران، زنده کردن مردگان، تبدیل گل به پرنده در قرآن عیناً تأیید شدهاند.

گسترده ترین نماد قرن های اول ماهی بود ("ichfis" یونانی). ماهی مخفف نام اختصاری (مونوگرام) نام عیسی مسیح و در عین حال اعتراف مسیحیان به ایمان بود:
عیسی مسیح Feu Ios Sotir - عیسی مسیح ، پسر خدا ، ناجی.
مسیحیان ماهی ها را در خانه های خود به تصویر می کشیدند - به شکل یک نقاشی کوچک یا به عنوان یک عنصر موزاییکی. بعضی ها ماهی دور گردن خود می بستند. در کاتاکومب های سازگار با معابد ، این نماد نیز اغلب وجود داشت